
رفتن تو مرگ منه
دستای تو توی دستمه....
نگو که باید جدا شی....
نبود تو نبودمه....
بدون تو کم میارم...
تا پای جون دوستت دارم....
اگه تو از من جدا شی....
امید موندن ندارم...


بنام خالق هستی
باسلام خدمت دوستانه گلم که در این وبلاگ با من هم درد شدن ....![]()
عزیزانم زندگی زیباست در صورتی که معنی واقعی عشق را بدانیم زندگی بی عشق هیچ است![]()
نمی دانم چند نفر از شما منو خوب شناختین ولی ممنون که کنارم بودین مخصوصا![]()
![]()
وبرای سلامتی داداشه گلم جواد دعا کنید محتاچ دعاییم ![]()
![]()
![]()
دوستون دارم یا حق عزیزان![]()
![]()
![]()

نمی دانم حرفه دلم را چگونه بیان کنم از همه چی بریدم امیدی به هیچ چیز و هیچ کس ندارم بجز خدایم از زندگی کردن خسته شدم وقتی به پایان زندگی می اندیشم می بینم به هیچ چیز نمی رسیم این هم از لطف و کرم خداست هر بنده ای و یه جور امتحان میکنه دیروز یکی از بهترین آشنام تصادف کرده
حالش خوبه ولی پا و دستش شکسته. بزارین یکمی از اون براتو تعریف کنم اون کسی بود که منو خیلی خوب می فهمه مثل یکی از بهترین خانواده امه بهش یه جواریی خو گرفتم هر وقت دلم از دنیا میگیره بهش زنگ میزنم و اون همیشه برام مثل یه تسکین درد هستش حرفای اون همیشه درسته و به حرفاش اهمیت قائل میشم هر وقت به حرفش گوش نمی دم میگه ریشمون سفید نشده که حرفون رو داشته باشه (با خنده
) اگه خراب کنم دوباره کمکم میکنه خلاصه بهترینه اون هم یه زمانی عاشق شده بود خیلی دوستش داشت ولی نامرد از آب در اومد با دیگری ازدواج کرد لحظه های جدایی خیلی سختی کشیده بود دوستاش دور و برش بودن تا خدایی نکرده خود کشی نکنه بگذریم الان اون موقعه که من عاشق شدم و شکست خوردم اون بود که کمکم کرد دوباره بلند شم و بفهمم زندگی یعنی چی آره اون مثل بردارم هستش و دوسش دارم تو دوران کودکی منو خیلی اذیت میکرد براش مثل یه خواهر بودم و هستم تو یه محله بودیم ولی دیگه همه پراکنده شدیم خلاصه اسمش جواد خیلی پسر شوخ طبی هستش کاری کرد که بعد از شکست خوردن دوباره لج نکنم و برم با دیگری دوست بشم با حرفاش منو قانع کرد که هر چی تنها باشم اون همه تو زندگی موفق ترم (البته تا موقعه ای که قصد ازدواج ندارم) ![]()
آره این دوسته همون کسی بود که من عاشقش شده بودم حالا معلوم نیست کجاست به درک خوش باشه .
این حرفا رو گفتم تا برای جواد داداشم دعا کنید زودی زود خوب بشه ممنون میشم بچه ها موفق باشید
یا حق.![]()
![]()
*** نظر یادتون نره ***![]()









میلاد باسعادت حضرت مهدی (عج) را بر تمامی

منتظران تبریک عرض میکنم













یا مهدی بیا کنارمان



که در این زمانه تنها تویی یاورمان







یا حق![]()
![]()





این مطالب را با تمام عشق و عاشقی که به یارم داشتم نوشتم و به خاطر خواسته خودش همیشه تنهاش گذاشتم


شب و تنهایی و غربت تو چشام اشک پر از خون یه دله شکسته از یاد یه دله پر غم و داغون
انتظار از تو ندارم منو تنها جا بزاری تک و تنها توی دنیا تو منو دوسم نداری
هر کی جدا کرد تو رو از من الهی غصه بگیره توی تنهایی و غربت بی کس و بی یار بمیره
بی تو از حسرت دوریت دله من داره می میره تا تو برگردی دوباره دله من آروم بگیره 
کاش کی بفهمی کی دوست داشت گله مهر رو کی برات کاشت کی تو غم ها و غصه ات موند و
اما اون هنوز تو یادش تو رو تنها نمی زاره منتظر به راه یاره تا تو برگردی دوباره


می دانم روزی از کوچه دلتنگی هايم گذر خواهی کرد.
من آن روز٬ کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا؛
بوی خوش آمدن يار همه را با خبر کند؛
و به انتظار ديرينه ی من پايان دهد.
در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد.


دلم گرفته سخت پریشان و دل خسته چه کنم همدمم تنهایم گذاشته دلم خسته از این همه نامردی های روزگار چه کنم دلم داره میترکه و قلبم اشک غم می ریزه اون نفسم بود جانم بود قلبم با دیدن اون همیشه بهتر از هر وقت دیگه ای می تپید چگونه فراموشش کنم گرچه او دلم را شکسته ولی همیشه آرزوی دیدنش را دارم چه بسا که او وقتی مرا می بیند با سرعت تمام از جلومانه چشمانم غیب می شود دل آزرده شدم وقتی که یارم این کار رو با من کرد .............
یادمه همیشه میگفت لیلا فقط مرگ است که ما را از هم جدا خواهد کرد باورم نمی شد حتی چند بار از او می پرسیدم حتما میگفت حتما ..........
هی دنیا حالا چی خودش خودشو از من جدا کرد دیگه نمی تونم به هیچ کس اعتماد کنم زمانی که من به یارم که از چشمانه خودم هم بیشتر اعتماد داشتم دلم رو شکست دیگه به کی اعتماد بکنم شش سال به پای عشق پاکم نشستم که برای همیشه با او زندگی کنم ولی حالا تنها و دل خسته .............

مي رسد روزي که بي من روزها را سر کني
مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني
مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

سلام بچه ها خونه کودکی من در سال 1373در جلفا بود اون موقعه 3 سال داشتم خیلی خاطره ها تو این خونه دارم برام همیشه این خونه عزیزه الان هم هرازگاهی میرم و به یاد اون روزهای خوش میشینم و به فکر فرو میرم دوران کودکی واقعا چه عالمی بود
موقع زمستونا وقتی سرویس میاومد تا یه سری ببره ببینه اگه مدرسه بستن برگردیم دختر و پسرها همه تو یه سرویس بودیم اول آقا مشهدعلی(راننده سرویس )به مدرسه پسرها سر میزد وقتی میدیدن بسته هستش پسرها به دخترا زبون دراز میکردن وای چه روزهایی بودن وقتیمیدیم ماله ما هم بسته هستش همه شادی میکردیم برمیگشتیم شهرک از سرویس که پایین میشدیم فقط زودی میرفتیم کیفهامون میزاشیتیم خونه و همه تو خیابون شروع به برف یازی میگردیم پسرها میرفتن با برف آدم برفی بزرگ درست میکردن ما هم قشنگ میکردیم
روزهای تابستون فقط خاله بازی میکریدم من خودم تا دوران اول راهنمایی خاله بازی کردم
اون روزها بهترین روزها برام بود اگرچه هرازگاهی سختی هم بود ولی شیرین بود تا شب ساعت 10 با پسرها فوتبال ، هفت سنگ ، قایم موشک ،....... بازی میکردیم .یادمه یه بار دوچرخه یکی از پسرها رو گرفتم تا برونم خیلی بلد نبودم از همون خیابونه خودمون که سرازیری بود شروع کردم مستقیم رفتم افتادم لای درختها یه دوستی داشتم به اسمه فاطمه.. زودی دوید اومد کنارم خودشم میخندید خیلی بد شد دوچرخه پسر کمی لح شد ولی خیلی خوش گذشت یادش بخیر.
یا علی![]()
![]()

یا تاری به که گویم دردم را تا بیابد درمانش را 
به که اعتماد کنم که بگویم حرف دل را
یا تاری پریشانم زه این دیار غریب
پشیمانم زه این روزگار فریب
یا تاری به که شکایت کنم این زخم دل را
تا بیابد مرهم این دل را 

يادمان باشد اگر شــــاخه گلي چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پــر پروانه شکستن هــــــنــر نيست گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم ![]()
يادمان باشد ســــر ســــــجاده عشق جز براي دل مــحبوب دعـــــائي نکنيم ![]()
يادمان باشد از امروز خطائي نکنيم گر در خود شکنيم هيـچ صدائي نکنيم ![]()
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم ![]()

عشق رويايی اون خامم کرد
شور ديوانگی اش رامم کرد
پای تا سر همه اميد شدم
شعله ور گشتم و خورشيد شدم
نرگس فتنه گرش دامم شد
عشق او منبع الهامم شد
نقش او بود همه اشعارم
خنده هايم نگهم گفتارم
خوب چون ديد گرفتار دلم
آفتی شد پی آزار دلم

ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن .
کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست .
اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد .
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت . و اگر باور داشته باشي
مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند. باور کن که با او هرگز تنها نيستي.
فقط کافيست عاشقانه به آسمان نگاه کني

کاش از نگاهم می فهمیدی که چقدر دوست دارم باهات باشم.
کاش می فهمیدی که دلم می خواد بهت بگم که دوستت دارم.
ولی می ترسم. وقتی دیدمت دلم لرزید.
وقتی نگاه مهربونت رو می دیدم احساس کردم که چقدر این نگاه و دستهای
مهربونت به داشتن من نیاز داره
کسی که نگاه زیبایت را درک کنه.
کسی که مرحمی باشه برای تمام دلتنگی هات.
کسی که دستهای تو رو توی دستش بگیره و نوازش کنه.
آخ... کاش مال من بودی. کاش مال من بودی
کاش مال من بودی

دوستی گلی است
که بهترین عطر را دارد.
اشک آتشی است
که از دل زبانه می کشد .
تنهایی بلائی است
که مثل خوره روح را میخورد

من و تو
من اسیرم تورهایی
من کویرم تو دریایی
من زمینم تو هوایی
من عاشقم تو جدایی
من اشنا م توغریبه
من پر دردم تو پر خنده
من غرق در غصه تو غرق درشادی
من چشم انتظارم تودر گریزی
من بی تو تنهام تو بی من شادی
من بایاد تو شادم اما توخوابی
اما میدونم یه روز میایی ...

پرسیدند که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
حندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی دیر تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است! شاید قرار موعد تغییر کرده است؟
خندید به سادگیم آیینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است !
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت : خوابی سالهاست دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه میکنم او عجیب مرا پیر کرده است!
نباش او برای همیشه دیر کرده است
تقدیم به کسی که مرا تنها گذاشت![]()



ای یار ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بميرم
ببخش اگه تو گريه هام دو رنگي و ريا نبود اگر که دستام مثه تو با کسي آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون کم نمي زاشتم چيزي رو ببخش که يادم نمي ره اون روزاي پاييزي
رو لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز نه نمي خوام گريه کني براي من اشکي نريز
لياقت چشماي تو نگاه ِ پاک ِ من نبود
